سفارش تبلیغ
صبا

یه دنیا حرف

صفحه خانگی پارسی یار درباره

خدا جونی...

خدایا خیلی وقته که دیگه بچه نیستم اما میخوام با صداقت بچگیا باهات صحبت کنم;خدایا میخوام صدات بزنم

میخوام بهت بگممممم:خدا جونی...

وقتی اینجوری صدات میکنم یه حس عجیبی یادم میاره که حقیقتا از رگ گردن نزدیکتری و هیچ فاصله ای بینمون نبوده و نیست

خدا جونی!!!!!!!! ای کاش به اندازه ی همین لفظ از پاکی بچگیا واسه امروزمون سوقاتی بر می داشتیم

تا این جوری تو قطار زندگی دنبال خودمون نباشیم

چه دنیایی واسه خودمون ساختیم: ما بدو; دنیا بدو......به کجا; کجا میخوایم بریم ...به چی میخوایم برسیم؟!

که همهی بهونه های گم بودنمون تموم شه....خودمون باشیم زندگی کنیم اما نه به هر قیمتی...!

شبا که خیلی خسته و شایدم بی خیال سرمونو رو بالشت میذاریم: یادی از یادها کرده باشیم!!

همین..........!!!!!!!!!!!!!